| Sunday 27 September 2020 | 13:53
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام

رمان صیغه استاد پارت ۳

رمان صیغه استاد پارت ۳

رمان صیغه استاد پارت ۳

_خودتو خالی کن نزار عقده هات تو دلت بمونه منم میدونم تو هم میدونی همش تظاهر
بی توجه بهش  به سمت اتاق خوابم رفتم راست می‌گفت همش تظاهر بود 
اشک هام از چشمام جاری شد آنقدر گربه کردم تا خالی شدم و
کم کم چشمام گرم شد 
چشمامو بازکردم ولی حس و حال اینکه از رو تخت بلند شم رو ندارم نگاهی به دور ورم انداختم خونه سوت و کور بود پس هنوز زوده واسه دانشگاه  دوباره چشمامو بستم 
با صدای  زنگ خوردن گوشیم از خواب ناز پاشدم  
 _بنال عسل
_اورانگوتان کجایی
_شما کجایین 
_دانشگاه ،صبح هرچی صدات کردیم پا نشدی  کلاس اول از دست دادی پاشو حداقل به کلاس دوم برسی که جلسه اولش هم هست
_خیلی بیشعورین  احمق الاغ نفهم ……..
با صدای بوق گوشی فهمیدم داشتم با خودم حرف می زدم
دلم میخواد کله هر جفت شونو بکوبم به دیوار احمق ها یه کاری میکنن که همین اول از دانشگاه اخراج بشم
یه استرس عجیبی دارم دلم بد جور شور میزد
رفتم تو آشپزخونه نگاهم به ساعت خورد خب اگه صبحونه بخورم خیلی دیر میشه  پس بیخیال
همین جور که داشتم به عسل فوحش رکیک میدادم رفتم حاضرم شم تا کلاس بعدی رو که جلسه اولش هم هست حداقل جا نمونم ساعت ۹ نیم بود سریع چند تا لباس رو هم پوشیدم  به سمت در رفتم 
حالا اگه  بخوام  با اتوبوس برم که خیلی دیره میشه 
زنگ زدم آژانس تا بیاد ،سریع سوار شدم 
از استرس و نگرانی که نمیدونم منشأ کجاست  ناخن هامو میجویدم
داشتم بیرون رو  نگاه میکردم که دیدم دوباره رسیدم به این محله آشنا پوزخندی گوشه لبم شکل گرفت ته دلم خالی شد
 یعنی میشه دوباره آقاجون ببینم دلم واسش خیلی تنگ شده دلم برای همه تنگ شده
  با رسیدن به دانشگاه از گذشته اومدم بیرون جلوی در دانشگاه زد رو ترمز با حساب کردن کرایه بدو بدو رفتم داخل دنبال کلاس بودم که چشمم به رها و عسل خورد 
هوی الاغ ها بیشعور کثافت شما نمی‌تونستین  منو بیدار کنید از کلاس جا موندم حالا چیکار کنم چی به استاد بگم 
رها :چه خبره بابا  دو دقیقه نفس بگیر به من چه تقصیر خودته وقتی میام بیدارت میکنم به دور ور نگاه می‌کنی دوباره میخوابی من چیکار کنم بمب هم نمی تونست از خواب بیدارت کنه 
عسل: خیلی خب بسه بریم تو کلاس تا استاد نیومده 
رفتیم سرکلاس ردیف های وسط نشستیم که صدای دخترای کلاس دوباره بلند شد و چرت و پرت های همیشگی 
واییی خداااا این استاد جدیده از خارج اومده خیلی جذابه لعنتی  


  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: صیغه استاد
  • ژانر: عاشقانه و استاد دانشجویی
  • نویسنده: یاسمن پزشکی
https://beautyvolve.ir/?p=16285
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • K84as : عااااااااای بود❤️❤️❤️❤️...
  • sahar72 : واییییییی عالی بود زود زود پارت ها رو بزار ممنونم 🧡🧡🧡💛💛💛❤❤❤...
  • نگار_نرگس : سلام عزیزم چشم حتما❤...
  • Reyhaneh : سلام عزیزم هم من هم دوستم عاشق رمانت شدیم لطفا تعداد پارت هارو بیشتر کن ممنون می...
  • HH : عـــــــــــــــــــــالیه...
  • Asal : عالی خیلی قشنگه زود به زود پارت بزار ممنونم...
  • Haniyeh Abaasi : گذاشتم گلم شرمنده یه مدت درگیر بودم❤...
  • Haniyeh Abaasi : گلم بخدا درگیرم چشم...
  • حدیثه : آها مرسی رمان خیلی قشنگیه امیدوارم پارت هاروهم سریع بزارین ممنون...
  • ناهید کاویانی داراني : رمان تموم نشد وگفتن به زودی براتون می گذارند...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.