| Saturday 8 August 2020 | 17:46
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
عاشقانه_اربابی_اجباری_رازالود_هیجانی

پارت نهم_من الکساندرام پارت نهم_من الکساندرام تمامی بدنم بی حس شده بود ؛حتی درد را هم به خوبی حس نمیکردم.وزنم را انداخته بودم روی خواجه._خواجه:لعنت به تو الکساندرا،ببین خود و مرا به چه دردسری انداخته ای!اصلا خوبَت شد..این باشد درس عبرتی برای تو و کنیز های دیگر…توبه توبه. توان اینکه زبانم را در هانم بچرخانم نداشتم. _اسماعیل:چه شده گل آقا…چه به روز این دختر امده است. از لحن صدایش به خوبی پیدا بود که نگران شده است؛خواجه هومی کرد:_خواجه:چه بگویم سرورم..به والله که حق اوست،دخترک ...

رمان انلاین ناکامان پارت۲

خلاصه کتاب:

سال ها تلاش کردم تا آخرین رشته های پیوندی که به خانواده ام میرسید را مخفی کنم..میخواستم راز بزرگی که هیچ وقت بلند نگفته بودمش را مخفی کنم..
اخر گفتنش چه فایده ای داشت؟چیزی را که عوض نمیکرد..حال من را که خوب نمیکرد..
و اما بعد از بیست سال، درست زمانی که تصمیم گرفتم زندگی کنم راز سر به مهر شده داشت سر باز میکرد..
و من تنها کسی بودم که میدانستم با آشکار شدنش چه جان هایی ممکن است در خطر باشد..

رمان آنلاینEros پارت12

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر کوچکش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که....

رمان انلاین رویای حقیقی پارت3

خلاصه کتاب:

دختری که بعد مرگش به گذشته میره و چهار شاهزاده ای که عاشقش میشن...... جذاب عالی

رمان فاصله از جهنم من تا بهشت تو پارت اول

خلاصه کتاب:

خلاصه:

 

 

داستان در مورد دختری به اسم سوگل... که تو خونواده مذهبی بزرگ شده...سوگل یه روز که از مدرسه میره خونه با دیدن کفش های مردانه و زنانه تعجب میکند....اما طولی نمیکشد که متوجه میشود وقتی که نوزاد بوده نافش را به اسم پسر بزرگ حاج یونس بریده اند...و حالا که او پانزده سالش شده است آمدند تا پیوندشان را رسمی کنند.....

هیچ چیز این وصلت از اول خوب نبود حتی پسر حاجی ام راضی به این ازدواج نبود...... تا وقتی که آن واقعه ی شوم اتفاق میافتد و سرنوشت دو خانواده را عوض میکند.......

پارت هشتم_رمان من الکساندرام

پارت هشتم_رمان من الکساندرام دستم را محکم جلوی دهانم می فشار تا صدای نفس هایم به گوششان نرسد.گل اقا با ترس خودش را جلوی پایش انداخت: _خواجه:سرورم…بی کفایتی مرا ببخشید…من نیز از شیطنت دخترا بیخبر هستم…من روحمم خبر… لگدی به خواجه زد: _مراد:تو میدانی ما از این بیزاریم که کسی برایمان کسر تکلیف کند ما خواستار خلوت با الکساندرا بودیم نه خدیجه. خدیجه نزدیک مراد میشود: _خدیجه:سرورم چرا با ما اینگونه رفتار میکنید!؟ خب دلمان برای شما تنگ شده بود…. داد زد: _مراد:تا سرت را از تنت جدا نکردم از ...

  • ديروز
  • مینا دادرس
  • 2,700 بازدید
  • 5 نظر
رمان انلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت ۱

خلاصه کتاب:

دختری که  برای  رهایی از ازدواج با پسر عمه معتادش  به دانشگاه در تهران میره بی خبر از اینکه اجبار دیگری در راه است 

رمان انلاین فراموشی عشق پارت3

خلاصه کتاب:

دختری که توسط خلافکارا دزدیده میشه و بعد مدتی عاشق میشه ولی مجبور میشه عشقشو فراموش کنه بشه رغیب اصلی عشقش......رمان هیجانی جذاب....

رمان گودال عشق _پارت ۴

رمان گودال عشق پارت ۴ صدای نعره ی كامیار از تو اتاقش پرده ی گوشمو لرزوند و از سرفه های شدیدم اشک به چشمام نشست... -نورااااااااااااااااااااااااااا... دستمو روی دهنم گذاشتم و با ترس تو درگاه اشپزخونه ایستادم.. با بالاتنه برهنه و همون شلوار پارچه ای بیرونش اومد تو سالن و نگاهم که به صورتش افتاد بیشتر ترسیدم... چشماش غلتان خون شده بود و صورتش به کبودی میزد.. رگ گردن و پیشونیش بیرون زده بود و قیافه اش خیلی ترسناک شده بود.. یه قدم رفتم عقب و با ...

رمان آنلاین تک ستاره ی ماه آسمانم پارت ۱۱ تا ۲۵

خلاصه کتاب:

رمان آنلاین تک ستاره ی ماه آسمانم

فقط ۱۸ سالم بود که پدر و مادرم از هم جدا شدن و دیگه امیدی به زندگی نداشتم تا وقتی که آرشام وارد زندگیم شد ولی درست وقتی که احساس میکردم خوشبخت ترین آدم توی دنیام که با اتفاقی که افتاد...

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • zahra : قربانت :) عید شماهم مبارک...
  • اسمابخشی : کی میزارین پارت12...
  • مینا دادرس : فداتشم 🌹🌹🌹 عیدتونم مبارک...
  • zahra : مرسی ازت...
  • مینا دادرس : سلام نازنین ممنون از تو که وقت میزاری؛ خوشحالم که راضی بودی گلم🙏🌹🌹...
  • سما : سلاام عزیزم واایی خیلی عالی می نویسی. من هم الکساندرا دنبال می کنم هم خانه ای رو...
  • fatiii : سارای عزیزم عالیییییییی همیشه موفق 💪🏻 🥰😘😘😘😘😘👏👏...
  • سارا جمشيديان : نازی باریک...
  • مینا دادرس : ممنون از تو که وقت گزاشتی برای خوندن... و خوشحالم راضی بودی نازنین♡♡♡...
  • سارا جمشيديان : نگار جان عالی 💝...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.