| Saturday 24 October 2020 | 06:53
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین گل خون خوار پارت سوم

رمان آنلاین گل خون خوار پارت سوم

رمان آنلاین گل خون خوار:

#پارت_سوم

دانای کل محدود:

بالاخره این ساعت لعنتی با تیک تیک مضخرفش به زمان مورد نظر او رسیده بود. با خستگی که از چهره‌اش می‌بارید، برای پوشیدن کتش از جا بلند شد ولی ناگهان کمرش تیری کشید که باعث شد آخش در بیاید.

این بار خواست قدمی جلو بگذارد که زانوانش شروع به لرزش کرده و به خاطر تاری دیدش، سرش گیج رفت. وقتی متوجه شد پاهایش تحمل وزنش را ندارد و احتمال سقوطش هر آن بیشتر می‌شود؛ بالاجبار پشت صندلی‌اش جای گرفت. 

دلیل این حال بدش را می‌دانست؛ اینها عوارض خستگی، ضعف و کار طولانی مدت بود، مخصوصا الآن که تازه شیفت شبش تمام شده بود.

کمی آب از پارچ روی میزش در لیوان ریخت. عادت داشت همیشه در زمان شیفت‌های شبش پارچی از آبدارخانه بگیرد و در آن آب یخ پر کند که برای دلیل پوچی مثل تشنگی میان کارش مجبور به برخاستن از جایش نشود. چند قند به لیوان آب افزود و شروع به تکان دادن لیوان کرد تا قندها در آن حل شوند.

بعد از نوشیدن آب قند، سرش را به صندلی تکیه داد تا کمی حالش بهتر شود که با صدای زنگ تلفن روی میز، همان‌طور که چشمانش بسته بود، آن را برداشت و این طور شروع به صحبت کرد:

-الو. با کلانتری منطقه سه تماس گرفته‌اید بفرمایید؟

صدای مردانه‌ای از پشت خط که انگار اضطراب هم چاشنی‌اش بود پاسخ داد:

-الو….من…من برای گزارش یک دزدی تماس گرفته‌ام.

چشمانش را گشود و همان‌طور که سرش را از حالت تکیه در می‌آورد ، گفت:

-آدرس رو لطف کنید، ما یک تیم اعزام می‌کنیم.

مرد تند پاسخ داد:

-راستش…راستش به خونه خودم دزد نزده.

ابروهایش از شدت بهت به سمت بالا رفت و چشمان مشکی رنگش گرد شد. بعد از کمی مکث جواب داد:

-پس میشه بپرسم به کجا دزد زده؟

ناخودآگاه لحنش تند شده بود؛ چون فکر می‌کرد این تماس هم از سمت مردم علافی است که بی‌جهت با اداره تماس می‌گیرند.

مرد با شنیدن لحن عصبی طرف مقابلش، با لرزشی که در صدایش ایجاد شد، جواب داد:

-به…به خونه‌ی… همسایه‌ام.

با نفسی عمیق بر قطع شدن لرزش صدایش، ادامه داد:

– الآن برای رفتن به سرکار از خونه بیرون زدم که متوجه شدم فردی از دیوار خونه‌اش پایین پرید، البته من فقط یک سایه محو از اون دیدم و دویدن به سرعتش.

با کمی مکث ادامه داد:

-هرچی زنگ خونه همسایه رو زدم، کسی جواب نداد. برای همین با شما تماس گرفتم چون می‌ترسم بلایی سر همسایه‌ام اومده باشه.

با شنیدن حرف‌هایش، اخم‌هایی که میان مکالمه ناخودآگاه در هم رفته بودند، از هم باز شده و با سرعت کندی که به خاطر افکارش بود جواب داد:

-آدرس رو لطف کنید. الآن یک تیم فوری اعزام می‌کنم.

مرد با لحنی که تشکر از آن مملو بود، جواب داد:

-خیلی ممنون. آدرس هم خیابان شانزدهم بهار و کوچه یاس هست. پلاک خونه هم پنجاه و دو است.

آرام گفت:

-باشه. خداحافظ شما.

مرد هم پاسخ داد:

-خداحافظ

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: گل خون خوار
  • ژانر: پلیسی_جنایی
  • نویسنده: زهرااسماعیلی(فریاددرسکوت)
  • 98 روز پيش
  • zahra esmaili
  • 4,104 بازدید
  • یک نظر
https://beautyvolve.ir/?p=13685
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • زهرااسماعیلی
    شنبه 18 جولای 2020 | 12:50 ق.ظ

    سلام خواننده‌های مهربونم امیدوارم از رمان خوشتون بیاد و اگه انتقادی پیشنهادی یا حتی نظری هست من در خدمتم.
    پارت بعدی رمان روز جمعه هفته بعد ارسال میشه

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.