| Wednesday 12 August 2020 | 09:38
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
رمان انلاین‌ دختر ایران پارت ۱

رمان انلاین‌ دختر ایران پارت ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

نام خداوندی است که تا او نخواهد‌، صبا پرده‌ی گل نشکافد و باد گیسوی شمشاد نجنباند. بی حکم او زمّرد غنچه بیجاده نشود. بی صنع او لاله، پر‌ژاله نگردد. نام ملکی است که به دست عمله‌ی صبا، قامت سرو پیراسته است و زیر سر ذلف شاخ چهره‌ی گل آراسته است.

نام ذوالجلالی است که طیران و ملکی و دوران و فلکی بی خواست او نیست. جنبش ریشه و گردش پشه، بی حکم او نیست، هر‌دیده که نه در جمال آن نام نگرد، بر دوخته باد و هر دل که نه در محبت این نام قرار گیرد، سوخته باد. هر قدمی که نه در راه موافقت حق پوید به تیغ قطعیت پی کرده باد.

به نام خداوند جان و خرد که از این برتر از اندیشه بر نگذرد

سر‌‌آغاز‌ داستان‌ باز‌ می گردد‌ به‌ دختری‌ با‌ گیسوانی‌ طلایی‌ و‌ چشمانی‌ زمردی‌ که‌ در‌ گوشه‌‌ای‌ از‌این‌ خاک‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود،همه‌ خرسند‌ از‌ تولد‌ چنین‌ دختر‌ زیبایی‌ نام‌ اورا‌ ایراندخت‌ گذاشتند.

ایراندخت‌ از‌ همان‌ بچگی‌ بسیار‌ شیطنت‌ می‌کرد‌ اما‌ او‌ زیاد‌ دوست‌داشتنی‌ بود‌ و‌ هر‌سال‌ از‌ سال‌ دیگر‌ زیباتر‌ می‌شد،در‌ ۱۶‌ سالگی‌ بر‌ طبق‌ اصول‌ ان‌ زمان‌ ازدواج‌ کرد‌،با‌ جاوید‌ شاید هم‌ جاوید‌ خان!

انها‌ زندگی‌ خوبی‌را‌ در‌ کنار‌ هم‌ داشتند‌ تا‌ اینکه‌ خداوند‌ به‌ انها‌ یک‌ پسر‌ داد‌ که نام‌ اورا‌ آردا‌‌ گذاشتند‌،‌پس‌ از‌ ۲ سال‌ ایراندخت‌ دوباره‌ حامله‌ شد ولی‌ اینبار‌ نه‌ یک‌ پسر‌ بلکه‌ یک‌ دختر‌ بود‌ .

۹‌ ماه‌ همانند‌ برق‌ باد‌ گذشت‌ و‌ زمانی‌ که‌ می‌خواستند‌ بچه‌ را‌ در‌ اغوش‌ ایراندخت‌ بگذارن‌ ‌قلب‌ او‌یاری‌ نکرد‌
و‌ در‌ روز‌ تولدش‌ اشنایان‌ به‌ سوگ‌ او‌ نشستند‌ .

بر‌ خلاف‌ تصور‌ خیلی‌ ها‌ جاوید‌ نه‌ دخترش‌ را‌ پس‌زد‌ و نه‌ اورا نحس‌ خواند‌ اورا با‌ اغوش‌ باز‌ پذیرفت‌ و‌ اسم‌ اورا‌ رسا‌دخت‌ گذاشت‌ و‌ الا‌ نزدیک ۲۰‌ سالی‌ است‌ که‌ از‌ این‌ داستان‌ ما‌ می‌گذرد

رسم‌ عجیبی‌ است‌ در‌ دنیای‌ واقعی‌ نمی‌دانی‌ قرار‌ است‌ دقایق‌ بعد‌ زندگی‌ات‌ چه‌ اتفاقی بیافتد‌ و‌ چگونه‌ بگذرد‌،بیادمان‌ بیاوریم‌ همین‌ چند‌سال‌ پیش‌ زمانی‌ که‌ چند‌ کودک‌ شیطان‌ یا‌ شاید‌ هم‌ ارام‌ بودیم

زمانی‌ که‌ در‌ کوچه‌ ها‌ یا‌ خانه‌ هایمان‌ بازی‌ می‌کردیم‌؛می دانستیم‌ شاید‌ این‌ اخرین‌ بازیمان‌ باشد؟!می‌ دانستیم‌ شاید‌ این‌ اخرین‌ شادی‌ های‌ زندگی‌مان‌ باشد!

نه،نمی‌دانستیم،نمی دانستیم‌ که‌ چرخ‌ زندگی‌ چگونه‌ قرار‌ است‌ بچرخد‌،نمی‌دانستیم‌ ارزوی‌ بزرگ‌ شدنمان‌ اکثر‌ اوقات‌ به‌ کابوس‌ های‌ شبانه‌ قرار‌ است‌ تبدیل‌ شود‌

نمی‌دانستیم‌ زمانی‌ که‌ بزرگ‌ می‌شوی‌ افکار‌ مردم تعقییر‌ می‌کند‌خیلی‌ ها‌ پست‌ می‌شوند‌ و‌ توقعات‌ روز‌‌به‌ روز‌ از‌ ما‌ بالاتر‌ میرود

نمی دانستیم زمانی‌ درد‌ خواهیم‌ کشید‌ و‌‌با‌ تجربه‌ می‌شویم‌ ،نمی‌دانستیم‌ زمانی‌ هم‌ که‌ با‌ تجربه‌ هم‌‌‌شویم‌ ذات‌ واقعی‌ انسان‌ هارا‌ خواهیم‌ دید؛

و‌ نمی‌دانستیم‌ قرار‌ نیست درد‌ را‌ فقط در‌ هنگام‌ زمین‌ خوردن‌ با‌ اسکیت‌،تصادف‌ با‌ دوچرخه‌ یا‌ زمین خوردن هنگام‌ دویدن‌ باشد‌،
یا‌شاید‌ هم‌ راه‌ ندادنمان‌ در‌ جمعی‌ که‌ دوست‌ داشتیم‌.

ان‌‌زمان‌ ها‌ برای‌ شادی‌ اتفاق بزرگی‌ احتیاج‌ نبود‌ دنیای‌ کودکانه‌ زیادی‌ زیبا‌ و‌ رنگا‌رنگ‌ بود‌!
ان‌ زمان‌ با‌ یک‌ میهمانی‌ یا‌ خریدن‌ لباس‌ یا‌ اسباب‌بازی‌ مورد‌ علاقه‌مان‌ یا‌ همان‌ بازی‌ های‌ بچه‌گانه‌ در‌ کوچه‌ و‌ کل‌کل‌ های‌ کودکانه‌ بر‌ سر‌‌چرخ‌ و‌‌فلک‌‌های‌ کوچک‌ رنگی‌ که‌ بر‌ سر‌ کوچه‌ هایمان‌ می‌اوردند‌، هم‌ خوشحالمان‌ می‌کرد‌

و‌ احساس‌ می‌کردیم‌ چقدر‌ روزگار‌ دلنشینی‌ است‌!نا‌گفته‌ هم‌ نماند‌ که‌ خیلی‌ ها‌ هم‌ همین‌ بهانه‌ های‌ کوچک‌ زندگی‌ را‌ در‌ ان‌ زمان‌ نداشتند.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دختر ایران
  • ژانر: درام‌، عاشقانه
  • نویسنده: فاطمه اکبری
https://beautyvolve.ir/?p=12856
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.