| Wednesday 12 August 2020 | 09:51
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
رمان انلاین دختر ایران پارت ۵

رمان انلاین دختر ایران پارت ۵

راهش‌را‌ به‌سمت‌ راهروی‌ کنار‌ سالن‌کج‌کرد‌ و‌ پله‌ هوی‌ مارپیچی‌را‌ یکی‌،دوتا‌ گذراند‌ نگاهی‌ به‌ راهرو‌ انداخت‌ و‌‌رسا‌را‌ ندید‌،به‌سمت‌ راهروی‌ روبرو‌ رفت‌ و‌ پله‌ هارا‌ مانند‌ دفعه‌ های‌ قبل‌ گذراند‌ و‌ راهش‌ را‌ به‌سمت‌ راست‌ و‌ اتاق‌ اخر‌ که‌ برای‌ رسا‌ بود‌ کج‌ کرد‌…

-چی‌شده‌ بود؟اونا‌ کی‌بودن؟
امرداد‌ تن‌ خسته‌ اش‌را‌ کنار‌رسا‌ بر‌روی‌ تخت‌ پرت‌ کرد‌
-نمی‌دونم‌،عجیب‌ بود‌ نمی‌شناختمشون‌ ولی‌‌داشتن‌ درباره‌ شرکت‌ حرف‌می‌زدن!فکر‌ نمی‌کردم‌ بابات‌ با‌ کسی‌ شریک‌‌باشه!

رسا هم‌ از‌تعجب شانه‌ی‌ بالا‌ انداخت‌ عجیب‌ بود‌ اخر‌ هرکسی‌ که‌ به‌ این‌ خانه‌ رفت‌و‌امد‌ داشتند‌ همه‌ اشنا‌بودند و‌افراد‌ مهمی‌ که‌ نباید‌ دیده‌ می‌شدند‌!

هردو‌ در‌افکار‌ خود‌غرق‌ بودند‌ که‌ تلفن‌ بر‌روی‌ پاتختی‌ زنجیره‌ افکارشان‌ را‌ پاره‌ کرد‌
-چی‌شده؟
-شام‌ امادس‌ بیاید‌ پایین‌ بچه‌ها‌
-باشه‌ الا‌ میایم‌ ،رسا‌ شام‌ امادس‌ من‌ میرم‌ لباس‌ عوض‌ کنم‌ تو‌برو‌ پایین‌

رسا سرش را‌ به‌ نشانه‌ فهمیدن‌ تکان‌ داد‌ اما‌ چه‌ فایده‌ نفهمید! امرداد‌ به‌ اتاق‌ کناری‌ رسا‌ که‌ متعلق‌ به‌خودش‌ بود‌ رفت‌؛لباسش‌ را‌با‌ یک‌ پیراهن‌ چهارخانه‌ مردانه‌ و‌شلوار‌ اسلش‌ عوض‌ کرد‌ و‌ شال‌ سفیدش را‌ بر‌روی‌ سرش‌ درست‌ کرد‌.

در‌حالی‌ که‌ در‌را‌می‌بست‌ رسا‌را‌ دید‌ که‌ متفکر‌ به‌ دیوار‌ ذل‌ زده‌ بود
-اوهوی‌ دانشمند‌ به‌ چه‌ می‌نگری؟
رسا‌ کلافه‌ چشم‌ هایش‌ را‌ از‌دیوار‌ گرفت‌
-خودمم‌ نمی‌دونم‌‌!

همانطور‌ که‌ در‌ کنار‌ هم‌ راه‌ می‌رفتند‌،امرداد‌ ابروهایش‌ را‌ بالا‌ انداخت‌ و‌ گفت‌‌
-عجب‌ که‌ نمی‌دونی‌ ، بابا‌ با‌ ما‌رو‌راست‌ باش بگو‌ کلک‌،چی‌شده؟ نکنه‌ امشب‌ دلت‌ هوس‌ رطب‌ کرده‌ عاشق‌ شده‌ از‌ عشق‌ یکی‌ طب‌ کرده‌

رسا‌شیطنت‌ امیز‌ ابروهایش‌ را‌ بالا‌ انداخت‌ و‌ گفت‌
-مگه نمی‌دونی؟
چشم‌ های‌ امرداد‌ ناخوداگاه گرد‌ شد‌‌ و‌مشکوک‌ به‌ او‌ خیره‌ شد
-چی‌ رو‌نمی‌دونم‌ دقیقا؟!
لحن دقیقا‌ گفتنش‌ کشدار‌ بود‌ و‌‌ رسا‌ را‌ بیشتر‌
ترغیب‌ کرد‌ تا‌ سر‌به‌سر‌ او‌ بگذارد‌،سرش‌ را‌ به‌ پایین‌ کمی‌ متمایل‌ کرد‌ و‌ من‌ من‌ کنان‌ گفت‌

-خب‌ چجوری‌ بگم،یعنی‌ نمی‌دونم،خب‌ نگا‌
امرداد‌ نگاه‌ چپکی‌ حواله‌‌ی‌ او‌ کرد‌ و‌ گفت‌‌
-چرا‌ هی‌من‌ من‌ می‌کنی‌؟خب‌ بگو‌ با‌ اگه‌ از‌ کسی‌ خوشت‌ اومده‌ بنال‌ خو
رسا‌ همانطور‌ که‌ سرش‌ پایین‌ بود‌ خنده‌ ی‌ شیطنت‌ امیزی‌ کرد‌ و‌ خواست‌ حرفی‌ بزند‌ که‌ صدای‌ ابگینه‌ نقشه‌ ی خبیثانه‌ اورا‌ به‌ هم‌ زد
-بچه‌ ها‌ اونجا‌ چیکار‌ می‌کنید‌؟بیاید‌ دیگه‌
-اومدیم‌،اومدیم‌

امرداد‌ پاتند‌ کرد‌ و‌ به‌ طرف‌ سالن‌ غداخوری‌ رفت‌،رسا‌ لعنتی‌ بر‌ آبگینه و‌ این‌ شانس‌ گندش‌
فرستاد‌
-بیا‌ دیگه‌ منتظر‌ دعوت‌نامه‌ ی‌
اومدم‌ با‌ غر‌ نزن‌
هر‌دو‌ کنار‌ هم‌ پشت‌ میز‌ نشستند‌،آردا‌ زودتر‌از‌ انها‌ پشت‌ میز‌ بود‌ و‌ مشغول خوردن‌ بود‌ ؛ رسا‌
نگاهی‌ به‌ سر‌ میز‌ انداخت‌ و‌ جاوید‌ را ندید‌
-آردا‌ پس‌ بابا‌ کو؟
آردا‌ نگاه گذرایی‌ به‌ او‌ انداخت‌ و‌ گفت‌
-چند‌ساعت‌ پیش‌ رفت‌ شرکت‌ گفت‌ تا‌ فردا‌ شب هم‌ نمیاد‌

-اهان؛ اها‌ راستی‌ اتفاقی‌ افتاده‌؟اونایی‌ که‌ تو‌ حیاط‌ بودن‌ کی‌ بودن؟
آردا‌ همانطور‌ که‌ دوغ‌ در‌ لیوانش‌ می‌ریخت‌ پوزخند‌ صدا‌داری‌ زد‌
-بهتر‌ه‌ از‌ مسئول‌ نگهبانا‌ بپرسی‌ ما‌ که‌ اینجا‌ احتیاج‌ نیستیم‌!
رسا‌ نگاهی‌ به‌ امرداد‌ انداخت‌ که‌ بفهمند‌ چه‌ اتفاقی‌ افتاده‌ است‌
-باز‌ شما‌ دوتا‌ افتادید به‌ جون‌ هم‌ ؟بابا‌ ش

امرداد‌ همانطور‌ که‌ دیسک‌‌ برنج‌ را‌ در‌ دست‌‌‌ داشت‌ و‌ برای‌ خودش‌ می‌کشید‌ خنده‌‌ی‌ کوتاهی برای‌ حرصی‌کردن‌ او‌ کرد‌ و‌ گفت‌
-هیچی‌ نشده‌ رفیق‌، من‌ به‌ کارهای‌ که‌ مسئولشونم‌ رسیدگی‌ می‌کنم‌ عین‌ بعضی‌ ها‌ بیخیال‌ نمی‌گردم‌!در ضمن‌ یه‌ بحثی‌ بود‌ و‌ تموم‌ شد‌

آردا‌ کلافه‌ نفسش‌ را‌ بیرون‌ داد‌ و‌ خواست‌ جوابی‌ به‌ او‌ بدهد‌ که‌

  • اشتراک گذاری
https://beautyvolve.ir/?p=12881
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.