ماه: مرداد ۱۳۹۹

۰۲۰۲۲۷

رمان انلاین دختر ایران پارت ۱۰ و نگاهش را در چشمان رسا چرخاند، تبسم ارامی کرد و روبه او گفتخداروشکر بلاخره به هوش اومدی، نگران نباش الا حالت خوبه رسا نگاه سردرگمش را در چشمان او چرخاند و گفت من اینجا چیکار می‌کنم؟چی شده؟کی منو اورده؟ دکتر لبخند ارامی زد و همانطور که سرم را […]

رمان eros

رمان آنلاینEros پارت10 پارمین:گوجه ام بده. ساواش:گوجه نداریم. پارمین نگاهی چپکی به ساواش کرد و گفت:رب هست؟ ساواش سرش را داخل یخچال کرد و گفت:آره. پارمین:خب بده. ساواش رب را به پارمین داد،پارمین رب را در ماهیتابه ریخت و تفت داد بعد تخم مرغ هارا یکی یکی داخل ماهیتابه شکاند. املت که اماده شد چند […]

گودال عشق

رمان گودال عشق _ پارت۳ با انگشتم اشک گوشه چشممو پاک کردم و لرزون گفتم:-منم واسه همیشه نمیخوام بمونم..فقط اجازه بدین یه مدت اینجا باشم تا یه جا پیدا کنم واسه موندن..خواهش میکنم… نگاه خیره و مصممش می گفت که کوتاه نمیاد اما منم چاره ای جز راضی کردنش نداشتم.. حتی به بدترین شکل ممکن..یعنی […]

رمان فراموشی عشق

رمان انلاین فراموشی عشق پارت2 ایدا هم یه جفت کفش صورتی کمرنگ خرید با نگینای روش خوشم اومد از کفشش حساب کردم ساعت نزدیک یک بود حسابی گشنم بود به ایدا گفتم بریم فس فودی داخل پاساژ قبول کرد رفتیم داخل دوتاییمون سفارش دادیم منتظر غذا بودیم ایدا که سرش تو گوشی بود منم با […]

photo 2020 09 22 20 54 05

+13 رمان آنلاین Miss sun shine پارت2 با سکوت ما به دختر کناریش اشاره کردو گفت: _ They are Major Lily Charlene  (ایشون سرگرد لیلی شارلن هستند) و بعد به همون ترتیب ادامه دادو گفت: _ Lt. Col. Joseph Paulo and Lt. Sarah Barrows and Lt. David Ellen (سرهنگ دوم جوزف پااولو و سرگرد سارا  […]

رمان eros

رمان آنلاینEros پارت9 به اتاق که رفت دید گوشی اش زنگ میخورد،گوشی را برداشت و تماس را وصل کرد قبل از اینکه حرفی بزند ساواش شروع کرد. ساواش:پارمین خواهش میکنم تمومش کن خسته شدم من متاسف نیستم که بوسیدمت فقط دلم برای پارمین قبلی تنگ شده. پارمین که نمیدانست چه بگوید نگاهی به گوشی دستش […]

رویای حقیقی

رمان انلاین رویای حقیقی پارت1 به نام او در دست چپ ستارهدر دست راستش قلمیزیانا ملکه ای دارداگر قلم را به من بدهد می توانمستاره را بسرایمتا آسمان ترانه ی انسان شوداگر ستاره را به من بدهدجوهر درخشانی برای قلم اختراع خواهم کرداگر قلم ، اگر ستاره را به من می بخشیدآسمان تازه ای می […]

به شرط عشق

+5 رمان آنلاین به شرط عشق پارت  سوم #part_3 #آسمان داشتم میز و جمع و جور میکردم که در اتاق باز شد و آرمان اومد تو. _خانوم ستوده. +بله آقای افروز. _اومدم طرح ها رو ببینم. +میگفتین من میاوردم براتون. بی حرف اومد و کنارم ایستاد و خم شد تا طرح هارو بر داره که […]

رمان eros

ساواش چشم غره ای به سینا رفت و چیزی نگفت. پارمین:حالا کاری داشتی اومدی؟ ساواش:میشه تنها باهم حرف بزنیم؟ پارمین:آره حتما و خودش جلوتر از ساواش به سمت اتاقش حرکت کرد و ساواش که آمد برود با ابرو بالا انداختن های سینا روبه رو شد که پوزخندی زد و به اتاق رفت.پارمین روی صندلی هایی […]

×

سلام !

من مدیر سایت هستم و منتظر کمک به شما سوالی دارید مشگلی دارید به من بگید  ...

× سوالتو از من بپرس