| Saturday 24 October 2020 | 12:01
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۲

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت۲ مامان دستشو به نشونه ی سکوت بالا آورد و گفت:_بچه ها یه لحظه ساکت،خب شما چی بهش گفتی حسین آقا _همون حرفایی که شما به خواهرت گفتی,گفتم دخترمن داره درس میخونه ،فعلا به ازدواج فکر نمیکنه _خب ؟!_همین دیگه ،اخرشم گفت من دست بردار نیستم بازم میام ،اینقدر میرم و میام تا راضی بشین داوود سرشو به اطراف تکون دادوگفت:_اینم توسرش به جامغز گچه ها زهره که تااون لحظه ساکت بود،گفت:_چی پیش خودش فکر کرده ...

رمان انلاین دختر ایران پارت۱۰

خلاصه کتاب:

تلخ واقعیت را بر نمی‌‌تافت                      پس بر ان شد

تا با شیرین رویا درامیزدش                           از ان پس

هر نگاهره‌اش پلی بود                       برای عابری خسته

با دیدگانش لبخند روسپی‌یی را            به نگارخانه اورد

خلوت خیابانی بی انتها به رنگ زرد   بر پرده نقش بست

در سرمه‌یی غروب    نگاه زرد روسپی‌یی‌را به کارگاه‌ برد

نیمه شب

دخترکی سیزده ساله

تصویر سی سالگیش را 

در قاب اکلیلی می‌گریست.

 

نگارگر                                              مسعود احمدی

رمان آنلاین تپش پارت 3

رمان آنلاین تپش پارت 3 رژ قرمز اما ملایم رنگم رو روی لب هام میکشم و با به خودم خیره میشم . چشمم به پایین موهام که رنگشون کردم میوفته و شیطون میخندنم ، به ساعت نگاه میکنم که به 7 نزدیک تر میشه و دل من هم بی قرار تر از قبل . کیفم رو دستم میگیرم و بیرون میام از خیابون میگذرم و با ناز و قر همیشگی توی پیاده رو قدم میزنم . اما ناگهان دستی منو به سمت کوچه ی جلویی میبره و رو ...

  • 85 روز پيش
  • فاطمه پاپی
  • 8,991 بازدید
  • یک نظر
رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت سوم

رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت سوم منظورش را از بازی کردن نفهمیدم.دنبال راهی برای فرار از چنگال های این دیو ترسناک بودم.روی زمین عقبکیمیرفتم که از مچ پاهایم گرفت و مرا به طرف خودش کشید._اردشیر:اینجا راهی برای فرار نیست خانوم کوچولو...بهتر با عمو اردشیرت راه بیای...قول میدم از بازی امروزت خوشت بیاد. اشک هایم دیده ام را تار کرده بود:_عمو جون تروخدا بزار برم...من میترسم....تروخدا بزار برم. سیلی ای که روی گونه ام نشست مرا وادار به سکوت کرد:_اردشیر:خفشو بزار ...

رمان آنلاینEros پارت10

خلاصه کتاب:

پارمین خواهر شیطونش را از خانه ناپدریش بیرون می آورد چند روز بعد مردی را در شرکت میبیند که...

رمان گودال عشق_پارت ۳

خلاصه کتاب:

نورا دختری تنها و بی کس که گیر یه مشت آدم ظالم و بی رحم میفته  درست زمانی که احساس تنهایی میکنه یکی پیدا میشه که کنارش باشه و تنهاییشو پر کنه

رمان انلاین فراموشی عشق پارت2

خلاصه کتاب:

دختری که توسط بزرگ ترین خلافکار دزدیده میشه و بعد مدت ها عاشقش میشه ولی با روشن شدن بعضی حقایق مجبور میشه بشه رقیب اصلی عشقش و اونو فراموش کنه....به شدت هیجانی و جذاب پیشنهادی ویژه دارای طرفدارای زیاد حتما بخونین.....

رمان انلاین تاوان گناه پارت ۱۰

خلاصه کتاب:

در مورد پسر جوانی به نام ” سارمان ” است که دختر عموی او به خاطر هوس یک مرد زندگی اش تباه شده  و حالا آن مرد برای اهالی ان روستا یک دشمن خونی به شمار می آید که در پی انتقام جویی از او می‌ باشد!

با نقشه و برنامه به دخترعموی آن مرد نزدیک می شود و می خواهد از طریق آسیب رساندن و بی ابرو کردن  به دخترعموی  وی، از آن مرد انتقام بگیرد اما نمیداند ان دختر خود .....

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۱

رمان آنلاین داستان یک زندگی پارت ۱ سلاماسم من زهراست می‌خوام سرنوشت زندگیم رو براتون تعریف کنم اینکه با چه شوقی برای آینده تلاش کردم و زندگیمو ساختم و با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم کردم و در آخر چه بلایی به سر زندگیم اومد،اونم بخاطر یک اعتماد بی جا......... باصدای آلارم گوشی از خواب پریدم ،امروز امتحان داشتیم و من از شب قبل کلی درس خونده بودم تا آماده باشم ،از جام بلندشدم و رخت خواب مو جمع کردم و ...

  • 86 روز پيش
  • رویا فرهوش
  • 6,075 بازدید
  • 2 نظر
رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت دوم

رمان آنلاین خانه ای روی خرابه ها پارت دوم یک هفته ای میشد که زهرا با ما زندگی میکرد اما هر شب از روز را بهانه برای تنبیه کردن من و برادرم پیدا میکرد.بابا حسین دیگه اون بابای ثابق نبود.شده بود فرمانبردار خاله زهرا. با دانیال مشغول بازی بودم: _زهرا:شنیدی حسین همین فردا…همین فردا اون پسره رو میبری بهزیستی جایی…بااین پولی که تو درمیاری نمیتونی خرج هردو قبول کنیم…شنیدی چی گفتم‌. عصبی گفت: _بابا:هر کاری دلت میخواهد کن. صدای در و بعد صدای زهرا که به ...

  • 87 روز پيش
  • مینا دادرس
  • 4,860 بازدید
  • یک نظر
مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.