تاوان گناه

رمان آنلاین تاوان گناه پارت پنجم

ارازصبر کن اراز
اراز به سمتش برگشت
سمر چیه میگم دیر شده باید بريم اینو درک میکنی
سمر با عاجزي گفت
اول باید برم جایی
کجا و کلافه به دور برش نگاه کرد يهويي دست روی شونه های سمر گذاشت و اون رو سمت خودش کشید سمر حالیت هست میخوان بکشند باید بري چرا درک نمیکنی ها
کلمه آخر رو داد زد سمر شونه اش را از زیر دستش بیرون کشید
سر من داد نزن اول باید برم جایی بعد هرقبرستوني که میگی ميريم
بعد بدون توجه به اراز به سمت مقصدش رفت اراز کلافه بود هرآن امکان داشت اهالی روستا برسن اما باز هم می دونست که این دختر سرتق تر از این حرفاست سمر وقتی نزدیک رودخونه شدن به سمت اراز برگشت
فقط ده دقیقه صبر کن بعد میام همینجا وايستا
سمر
اراز خواهش میکنم ده دقیقه فقط
لا الا الله خوب فقط ده دقیقه
باش همینجا وايستا
سمر به سمت درخت کنار رودخونه رفت جایی که اولین بار دیده بودش کاش شیش ماه پیش هیچوقت به روستا برنميگشت به تنه ی درخت نگاه کرد (سمر &سارمان )اینو می نویسم که عشقمون واسه همیشه اینجا ثبت بشه یه پوزخند به گذشته زد عشق حالش از این کلمه بهم میخورد با صدای پا شنید
اراز گفتم ده دقیقه نه دو دقیقه
دستشو روی اسمای درخت کشید
میگفت قراره بشه جای اون مرداي زندگیم که مرد بودن اما برام مردونگي نکردن از پدرم گرفته تا تو خواستم بعد مدتها به یکی تکیه کنم دیگه خودم یا من نباشم بتونم بگم اون یا من اما اونم مرد نبود نامرد بود گناه دیگری رو پای من نوشت و منو نابود کرد
برگشت سمت اراز که سارمان رو جلوش دید به دور و ورش نگاه کرد تا اراز رو پیدا کنه که دید ادماي سارمان گرفتنش و داره سعی میکنه خودشو از دستشون نجات بده
صدای نفساش رو پشت گوشش شنید
فهمیدم داری ميري اومدم دنبالت تا یه چیزی بهت بگم من
سمر به ناگاه برگشت و زد در گوشش
دلم نمیخواد بشنوم چی میگی فهمیدی
دستشو سمت گردنش برد و گردنبند دور گردنش رو باز کرد و

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *