| Monday 19 October 2020 | 16:02
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 7

رمان آنلاین برایم ترانه ای از عشق بخوان پارت 7

بر خلاف میلم سریع ازش جدا شدم. به یاشار نگاه کردم که با عصبانیت به زمین زل زده بود و نفس نفس میزد. با ترس و لرز رفتم پیشش تا خواستم بغلش کنم دستامو پس زد و انگشتشو به طرف گرفت و گفت:*

_ خوب گوش هاتو باز کن و بشنو. اگه از این در رفتی بیرون دیگه برای اهالی این خونه مردی حق نداری از صد فرسخی این خونه هم رد بشی

آقای راد منش هم که انگار می ترسید من منصرف بشم گفت:*

_ بسه دیگه عروس بریم

_ با چشم دور تا دور خونه رو نگاه کردم و پشت سر آقای رادمنش راه افتادم*

_ بهار تو دیگه واسع ما مردی. اینو بدون عقد بدون اجازه پدر قبول نیست. الانم برو و دیگه پشت سرتو نگاه نکن. تو فقط ننگ این خانواده بودی دیگه نبینمت.

حرفاش صد برابر بدتر از مرگ بود. من بخاطر اونها این کار رو می کردم ولی در عوض طرد شدم! چشمام داشت می ترکید*

_سوار شو دخترم

و بعد به ماشین اشاره کرد یه بنز سفید بود. درو باز کردم و تن خستمو توش انداختم. مثل یه مرده متحرک شده بودم. ماشین راه افتاد و من هر لحظه از خونه آرزو هام دور و دورتر شدم*

_ تو بهترین کار رو کردی. بهتره بیشتر باهم آشنا بشیم. من علیرضا رادمنش هستم. دوتا پسر و یک دختر دارم. پسر بزرگم ماکان بیست و هشت سالشه. تو قراره با اون ازدواج کنی. پسر کوچیکم هم کامیار با زنش تو تایلند زندگی می کنه. دخترم هم بیست و دو سالشه اسمش کیمیاست دانشجوی عمران . از همسر اولم طلاق گرفتم همسر دومم اسمش پریساست. حالا وقت هست بیشتر باهم آشنا میشیم. در مورد ماکان نمی تونم بهت دروغ بگم اندازه موهای سرش دوست دختر داره. شب ها دیر میاد و خیلی پابند زندگی نیست. ولی من مطمئنم پای یه زن که به زندگیش باز بشه درست میشه. تو باید از اون یه مرد تمام و کمال بسازی. اون محبت و عشق تو زندگیش کم داره تو این احساسات رو بهش بده. اون همه چیز رو با تلاش خودش به دست آورده. یه شرکت دارویی داره. که صادرات و واردات می کنه. خونه و ماشین هم داره. با اینکه می تونست از من بگیره ولی با این حال اون  یکبار هم از من کمک نخواسته.

اه مخم رفت. چقدر حرف میزنه معلوم آدم عقده ای هست. همش میگه اینو دارم اونو دارم به من چه؟! لابد می خواد بگه با همین پول ها تورو خریدم! ههههه باز خوبه خودش میدونه پسرش یه عیاشه به تمام معناست!*

_ فکر کنم شما منو میشناسید نیازی نیست خودمو معرفی کنم.

_ اوهوم میدونم. فقط باید یکسری قوانین رو گوش زد کنم. می تونی دانشگاه بری اما این نباید جلوی رسیدگی به شوهرت رو بگیره و گرنه ممنوعه. پارتی های مجردی و این جور چیز ها رو نداریم.و اینو یادت باشه فکر خیانت یا جدا شدن رو از سرت بیرون کن و گرنه بابات میفته کنج زندون. من سفته های بابات رو تا زمانی که بهم ثابت بشه از این قوانین پیروی می کنی نگه میدارم. این قوانین منه ماکان هم قانون‌ های خودش رو بهت میگه

سرم داشت می ترکید اینم هی پشت سر هم حرف میزد. یکم به همین منوال گذشت که صدای آهنگ اومد.. نگران منی از مرتضی پاشایی

تو بجای منم داری زجر می کشی*یکی عاشقته که تو عاشقشی

تو بجای منم پر غصه شدی نذار خسته بشم*نگو خسته شدی

نگران منی که نگیره دلم*واسه دیدن تو داره میره دلم

نگران منی مثل بچگیام*تو خودت می دونی من ازت چی می خوام………..

دوباره داغ دلم تازه شد و اشکام جاری شد. سریع پاکشون کردم نمی خواستم جلوی یه غریبه ضعیف جلوه کنم*

_الان داریم میریم کافی شاپ. کیمیا اونجا منتظرته . امروز میرید برای مراسم خرید کنید

سری تکون دادمو چیزی نگفتم. چند دقیقه بعد جلوی کافی شاپ دریا نگهداشت

  • اشتراک گذاری
https://beautyvolve.ir/?p=11829
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
  • Liu : مرسی کیوتم...
  • پرویز : سلام وقتتان بخیر داستان تلافی ، روایت همیشه آشنای این مرز و بوم است و شما با مها...
  • راز : رمان عالی...
  • Kimiya Eyvazi : چشم گلم⁦❤️⁩🌹...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.