| Sunday 25 October 2020 | 04:41
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین پناه من باش پارت 4

رمان آنلاین پناه من باش پارت 4

یه پیرمرد خیلی شیک که از ظاهرش مشخص بود ادم پولداریه .. اما … اما این شخص توی خونه ی ما چکار میکنه؟؟ چرا بابام انقدر خوشحاله؟؟
جلوتر رفتم و سلام دادم
ــ سلام
+ سلام دخترم .
ــ ببخشید شما کی هستین و توی خونه ی ما چکار میکنین؟؟ و……
با صدای اون مرد به اصطلاح پدر حرفمو خوردم +دختر ! انقدر پا پیچ نشو سوالم نکن!
ــ چرا اونوقت دلیلش چیه؟؟
خواست جوابمو بده که اون مرد شیک و پیک مانعش شد
+ سلام دخترم. من بهادر هستم بهادر سمیعی رئیس پدرت. خوشبختم دخترم
بهش نمیومد مرد بدی باشه .. نمیدونم چرا حس خوبی به پیرمرده پیدا کردم مرد خوبی بود البته امیدوارم همش تظاهر نباشه.. ولی این بین یه چیزی خیلی ذهنمو مشغول کرده..
اخه کدوم انسان عاقلی به یه مرد معتاد کار میده؟ مطمئنم یه کاسه ای زیر نیم کاسس… با اینکه ذهنم درگیر بود ولی خودمو خیلی خونسرد نشون دادم…
ــ سلام من پناه شریفی نیا هستم و از آشناییتون خوشبختم..
اینو گفتم و بعد رفتم تو اتاق درب وداغونم
توی شرکت تازه نهار خورده بودم بخاطر همین
خیلی دوست داشتم بخوابم با این همه خستگی خواب خیلی حال میداد پس با سرعت جت جامو روی زمین پهن کردم و چشامو روی هم گزاشتم با تصور ایندم (همیشه قبل از خواب به آیندم فکر میکنم و با تخیل خودم بهش پروبال میدم)و یه آینده ی رویایی کنار کسی دوسش دارم و دوستم داره برای خودم میسازم همیشه دوست داشتم اینقدر پولدار باشم که نزارم هیچ فقیری توی دنیا وجود داشته باشه نزارم هیچ کسی سرشو گرسنه روی بالشت بزاره …. من باید به ارزوم میرسیدم اما چطوری؟؟
آدما فقط به دو صورت خیلی خیلی پولدار میشن اول اینکه اون خشخص جد اندر جدش پولدار بوده باشه که یه سهمم به اون شخص برسه … یا اینکه از راه خلاف به خواستش برسه
همینطور که داشتم فکر میکردم به یه خواب عمیق فرو رفتم…

یک هفته به همین روال گذشت و چیزی که باعث تعجبم میشه اینه که هروقت از سرکار برمیگشتم با همون مرد مواجه میشدم.. یعنی اخه کدوم رییس هر روز خونه ی کارکناشه؟؟
از این عجیب تر این بود که هر زمانی میخواستم از کوروش(پدرم) بپرسم برای اون مرد چکاری انجام میده اون یه جایی گم وگور میشد…
گفتم که من مطمئنم یه کاسه ای زیر نیم کاسس!!
.
.
.
.
روز هشتم که توی راه خونه بودم بازم اون ماشین مشکی رنگ رو دیدم !!!
فکر میکردم اون روزم مثل همیشس و دارن با کوروش راجع به کار حرف میزنن ولی ….
ولی نمیدونستم که امروز مثل همیشه نیست و قراره زندگیمو تغییر بده

به سمت خونه رفتم و دوباره کفش های گرون قیمت رو دم در دیدم

  • اشتراک گذاری
  • 191 روز پيش
  • عسل قلی پور عسل قلی پور
  • 2,361 بازدید
  • ارسال نظر
https://beautyvolve.ir/?p=11718
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.