| Tuesday 27 October 2020 | 01:15
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان آنلاین پناه من باش پارت 3

رمان آنلاین پناه من باش پارت 3

اومد تو اتاق دقیقا توی سه ثانیه، میدونستم چی خواد.. در کمدو باز کردم و مقدار کمی تریاک که توی پلاستیک بود رو در اوردم ..
پوزخند زدمو بهش گفتم اینو میخوای؟؟
سرشو تکون داد به معنی اره
گفتم: چرا من باید اینو بهت بدم؟؟ هااا چرا؟؟؟ جواب منو بده،، چرا باید خواسته ی کسی که باعث مرگ مادرم شده رو بر آورده کنم ؟؟
با یه لبخند چندش آور گفت: چونکه تو دخترمی و من پدرتم!!
گفتم:: تو به خودت میگی پدر؟؟ توفقط اسم پدرو به یدک میکشی تو هیچی نیستی هیچی تو الان فقط یه نعشه ای که در به در دنبال مواده!!
+خب حالا این بحثا ول کن دخترم بیا کدورت هارو برطرف کنیم…برای اولین قدم هم تو اینو بده به من افرین دختر قشنگم!!
ــ من چرا باید به چرندیات تو گوش کنم؟؟
+ببین پناه عصبانیم نکن پلاستیکو بده وگرنه بد میبینی
– خب جالب شد!!میخوای چکار کنی مثلا؟ نکنه میخوای بازم روم دست بلند کنی؟هااااا؟؟؟؟ ههه البته از یه ادمی مثل تو انتظاری بیشتر از این نمیره

یه فکری به سرم زد.. این خیلی فکر بچگانه ایه که من بخوام از یه آدم معتاد انتقام بگیرم..اگرم بفرستمش کمپ که باز دو روزه برمیگرده سر مواد..باید یه فکر اساسی بکنم!!
.
.
.
.
.
.
.
.
سه ماه بعد

این سه ماه مثل برقو باد گذشت…. و من همش فکرم درگیر انتقام از اون بود و به یه نتایجی هم رسیده بودم..اما در کنار این هر روز بدون استثنا میرفتم سر مزار مامانم دیگه با این واقعیت تلخ کنار اومدم…
امروز ۲۴ دی دقیقا ۱۰۰ روز از مرگ مامان میگذره…اون روز مثل همیشه داشتم از سر مزار مامان پیاد میرفتم خونه چون زیاد مونده بودم اتوبوسو از دست دادم..
رسیدم سر کوچمون..و با چیزی که دیدم نزدیک بود از تعجب شاخ در بیارم.
یه ماشین مدل بالا بود رنگشم مشکی بود والا منکه تاحالا از این ماشینا ندیدم معلومه که صاحبش خیلی پولداره .. هی چی بگم خدا به یکی انقدر زیاد ثروت میدی که خودشو تو پول گم میکنه ،، بعد اونوقت ما…بعضی وقتا حتی پول نون خریدنم نداشتیم و خیلی از شبا گرسنه میخوابیدیم تا اینکه رفتم سر کار و اوضاعمون یکم بهتر شد..توی یه شرکت ساختمون سازی منشی بودم
هی خدا کرمتو شکر….
یکم جلوتر رفتم دیدم این ماشین جفت خونه ی ما وایساده
اها شاید با اقای کرمی همسایه ی جفتیمون کار داره .. اخه اون با ادمای اینجوری زیاد سروکار داره الانم حتما رییسش اومده..
نزیک خونه که شدم زیپ کیف قهوه ایمو باز کردم ..اینو مامان برای تولدم خریده بود
با یاد اوری مامان لبخند تلخی روی لبم نشست
کلیدو از کیفم در اوردم و در حیاطو باز کردم خیلی خسته بودم و تنها چیزی که سرحالم میورد حمام بود با یاد اوری اینکه دیروز حمام کردم تمام شوقم برای دوش گرفتن از بین رفت .. چون من باید صرفه جویی میکردم اگر اینجوری بخوام پیش برم کل حقوقمو باید بدم جای قبض ، از حمام کردن منصرف شدم رفتم سمت لوله ی زنگ زده ای که توی حیاط بود مقنعم رو زدم بالا ، دستمو گرفتم زیر شیر و آب زدم به صورتم… اینقدر آب زدم که حرارت بدنم کم بشه.
با آستین مانتوی کهنم صورتمو خشک کردم و به سمت خونه رفتم در حالو باز کردم و با صحنه ای که روبروم دیدم جا خوردم ..

  • اشتراک گذاری
  • 196 روز پيش
  • عسل قلی پور عسل قلی پور
  • 2,336 بازدید
  • ارسال نظر
https://beautyvolve.ir/?p=11653
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.