| Thursday 1 October 2020 | 15:54
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام
رمان لب های سرخ از مهرداد ( قسمت چهارم)

رمان لب های سرخ از مهرداد ( قسمت چهارم) پارت دوازدهم _باشه داداش ،شبت بخیر._شب توم بخیر.وارد اتاق شدم و در تراس را بستم.به طرف تخت حرکت کردم و روی آن نشستم.هنوز از شدت سرما مو های تنم سیخ مانده بود.تلفنم را از روی پاتختی برداشتم و روی تخت دراز کشیدم.با دیدن پیامی از ترانه وارد پیامرسانم شدم._نگفتی کدوم آرمانی؟چند دقیقه روی پیامش خیره ماندم.نمیدانستم که چه بگویم ، شاید بهتر بود جوابش رو نمیدادم.همان لحظه علامت سوالی فرستاد به معنی این ...

رمان اتهام واهی (پ.13)

رمان اتهام واهی (پ.13)

خلاصه کتاب:

دیگه نمی دونم کی پشتمه کی مقابلمه! کی واقعا صلاحمو می خواد کی...   صدای برادرش از پشت سر حرفش را می برد و نگاه گریانش را سمت در می کشاند: خودت همیشه میگی خداوند از روح خودش بر وجود هر انسانی دمیده و بهش عقل و شور داده.  

رمان آنلاین نابغه ی خنگ (پارت 1)

به نام خدا «نابغه ی خنگ» عاشقانه ای از جنس قهقهه و هق هق! ژانر:طنز،عاشقانه،غمگین. مقدمه: اصلا این شعر ها بروند به جهنم!من فقط دیوانه ی آن لحظه ام که قلبت بی کلک،زیر سرم دست و پا میزند... خلاصه: شیدا صالحی!دختری شرو شیطون که در نیم صدم ثانیه دل همه رو از خنده به درد میاره! اما دل خودش..یه روزی از درد دل به درد میاد! آیا زندگی همینطور میمونه؟ زندگی هیچکی بی غصه نیست!؟ اما.... نویسنده: Mahsa_A13 #شیدا شونه رو محکم به موهام کشیدم و هم زمان باهاش جیغ کشیدم!چند بار تکرار کردم ...

  • 184 روز پيش
  • مهسا قمچقای
  • 4,470 بازدید
  • 3 نظر
رمان لب های سرخ از مهرداد ( قسمت سوم)

پارت نهم به طرف پیشخوان مغازه راه افتادم و به شاگرد مغازه سفارش دو عدد بندری را دادم. محال بود که من و رسول فست و فودی غیر از بندری باهم بخوریم ، البته هرچه تند تر بهتر ! روی صندلی نشستم و پشت میز قرار گرفتم. رسول رو به رویم نشسته بود و از پشت سرم مدام سرک میکشید که به دختر ها نگاهی بیاندازد. _این چه کاریه میکنی؟ آبرومون رو بردی. رسول سرش را به طرفم گرفت و بیخیال شد. _راستی حال کردی چه آشناهایی ...

رمان لب های سرخ از مهرداد (قسمت دوم)

پارت ششم _اگه صبح بیدارم نمیکردی الان تازه از خواب بیدار شده بودم. رسول خنده ای کرد و سپس از روی چمن بلند شد. _پاشو بریم من با یکی از دوستام قرار دارم. من هم از روی چمن بلند شدم و ابرویی از روی تعجب بالا انداختم. _کدوم دوستت؟ به طرف خروجی دیگر پارک راه افتادیم. خانه ی ما و رسول چهارتا خیابان با این پارک فاصله داشت و به دلیل زیبایی و سرسبزی اش مورد توجه من و رسول بود ، برای همین بیشتر اینجا می ...

رمان رهایم مکن از سامان(مهرداد)

بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان: رهایم مکن نویسنده: سامان(مهرداد) مقدمه کدام را می توان انتخاب کرد ؟ لباسی که به تن دارد ، وظیفه ای که بر او واجب است ؟ یا عشق ممنوعه ای که او را گرفتار کرده است؟به راستی میان عشق و وظیفه کدام را باید انتخاب کرد؟ حقیقت های تلخ دامن گیر زندگی او شده است و اوست که میان آسودگی و زجر کشیدن ، باید انتخاب کند، انتخابی که دوطرفش باخت است... Rahayam Makoدریافت

رمان سرنوشت یک مرد از سامان(مهرداد)

بسم الله الرحمن الرحیم   نام رمان: سرنوشت یک مرد نویسنده: سامان(مهرداد) ژانر: هیجانی،پلیسی،عاشقانه مقدمه: خداوند برای تک تک انسان راه هایی برای رستگاری پیش پایش گذاشته است.اما... گاه حوادثی به وجود می آیند که مسیر انسان را از راه رستگاری به فرو رفتن داخل مرداب گناه تغییر می دهند... ‎ ☄️    برای خواندن ادامه ی داستان رمان رهایم مکن را دانلود کنید. Sarneveshte Yek Mardدریافت

رمان لب های سرخ از مهرداد

رمان لب های سرخ از مهرداد بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان : لب های سرخنویسنده : مهردادژانر : اجتماعی ، هیجانی ، عاشقانه مقدمه: او همانند تمام خواسته هایم بود، تمام چیز هایی که تا به حال در زندگی کم داشته ام ، حتی خودم هم نمیدانم که چگونه در این منجلاب گیر افتاده ام...تنها چیزی که می دانم این است که مدت زیادیست که مسیر را بی راهه رفته ام.... پارت اول با صدای زنگ اعصاب خوردکن ساعت چشم هایم را باز کردم ...

محکمترین بهانه.پارت سوم

محکمترین بهانه.پارت سوم

محکمترین بهانه.پارت سوم 📚#محکمترین-بهانه♥️#پارت_سوم📝نویسنده# زفاطمی(تبسم) وقتی از پویا بخاطر هدیه اش تشکر کردم ,گفت :- خواهش میکنم ارزش شما بیشتر از این چیزاست واقعا ناقابله ,امیدوارم از مدل و رنگش خوشتون اومده باشه,همش سلیقه پریاست. -خیلی ازتون ممنونم هم از شما و هم از پریا جان . - اگه اجازه بدید میخواستم امروز ازتون درخواستی بکنم و امیدوارم قبول کنید -خواهش میکنم بفرمایید ,اگه در توانم بود قبول میکنم . ببخشید بی مقدمه میگم واسه تجربه اول کمی گفتنش سخته : - لطفا راحت باشید - ثمین خانم ...

رمان محکمترین بهانه پارت 2

رمان محکمترین بهانه پارت 2

خلاصه کتاب:
    پویا مرا به منزلشان می برد و من در طول مسیر به اتفاق های گذشته فکر میکردم . به اینکه دست تقدیر میخواهد با من چه کار کند و تمام فکرم را پویا به خودش مشغول کرده بود . نمیدانستم میتوانم به او اعتماد کنم یا نه ؟

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • donya81 : پارت بعدی رو کی میزاری عاااااالیه...
  • donya81 : پارت بعدی رو کی میزاری رمان تو خیلی برام جالبه و هیجان انگیزه...
  • K84as : عاااالی بود عاااااالی تروخدا زود زود بزارید ♥️♥️♥️🙏🙏🙏...
  • donya81 : وایییی عالی بووووووووود👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻...
  • K84as : عااااااااای بود❤️❤️❤️❤️...
  • sahar72 : واییییییی عالی بود زود زود پارت ها رو بزار ممنونم 🧡🧡🧡💛💛💛❤❤❤...
  • نگار_نرگس : سلام عزیزم چشم حتما❤...
  • Reyhaneh : سلام عزیزم هم من هم دوستم عاشق رمانت شدیم لطفا تعداد پارت هارو بیشتر کن ممنون می...
  • HH : عـــــــــــــــــــــالیه...
  • Asal : عالی خیلی قشنگه زود به زود پارت بزار ممنونم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.