| Thursday 22 October 2020 | 00:22
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون
روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام

رمان آنلاین تک ستاره ماه

رمان آنلاین تک ستاره ماه

به نام خالق عشق ؛
با دستانی لرزان شروع به نوشتن می کنم ؛
آسمان شب … لباس مشکی بر تن کرده و دگمه های به رنگ سفید که اسمشون ستاره است در آن خودنمایی می کنه ،
اشکم راه خودش رو روی گونه ام پیدا می کند ،
موهای مزاحمم را پشت گوشم می زنم و ادامه می دهم ؛
خیره به ماه و ستاره های چشمک زن … نفس عمیقی می کشم .
زیر لب زمزمه می کنم:
_تو تک ستاره ماه باش کاری به دنیا و آدماش نداشته باش .
بعد از اینکه شامم رو خوردم رفتم تو اتاق.
مشغول لاک زدن شدم
دخترا با لاک زدن آرامش می گیرن واقعا هم راسته … بعد از تموم شدن لاکم رفتم گوشیم رو برداشتم.
سرگرم خوندن رمان بودم که نگاهم افتاد به ساعت… کی ساعت سه شد ؟
گوشیم رو گذاشتم کنار خیزدم زیر پتو .
_آرتی اگه بیدار شد زد تو سرم تو جوابش رو می دی ها .
_باشه ترسو .
یکی کنارم دراز کشید و شروع کرد به نوازش کردن موهام .
آروم شروع کرد به زیر گوشم حرف زدن:
_جوجو … نمی خوای بیدار بشی؟ دلم لک زده برای اون(…) بورت.
مخم شروع کرد به اور دادن .
این دیگه کی بود ؟
با جیغ گفتم:
_می کشمتون … وایساید .
آرتی و آیسو فرار کردن
خوبه می دونن متنفرم از اینکه یکی بیدارم کنه اه اول صبحی ریدن تو حالم …
از یادآوری اون موقع تنم مور مور شد .
اصلا برای چی بیدارم کردن ؟
آخ پاک یادم رفته بوده… امروز قراره برم دنبال کار .
رفتم تو سرویس بهداشتی اتاقم
بقیه خوابم .
همیشه اینجا جبران می کردم.
رفتم بیرون سرم رو تا کمر کردم تو کمد تا لباس انتخاب کنم.
نشستم جلو میز توالت یه رژ ملیح زدم و یکمی ریمل به خاطر پوست صاف و سفیدم کرم نمی زنم .
کوله ام رو برداشتم و رفتم پایین.
یه سلام کردم آیسو که رفته بود بیمارستان.
فقط آرتی و مامان بودن .
_فقط واسه کار صبح زود بیدار می شی!
پوفی کردم و چیزی نگفتم .
_می ری دنبال کار؟
_اره دیگه
_موفق باشی
_آخه کار کجا بود .
صبحونه ام رو خوردم.
رفتم سوار ماشینم شدم راه افتادم شرکت آریا مهر …
اول اینجا مصاحبه داشتم .
ماشین رو پارک کردم .
وارد آسانسور شدم.
طبقه چهارم رو زدم . نمای آسانسور شیشه ای بود ولی از تو معلوم نبود .
یه دختر دیگه هم بغلم بود به چهره اش توجه نکردم ولی من خوشگلترم .
آسانسور ایستاد دوتا خانوم دیگه اومدن تو .
_مردم همه پارتی دارن با پارتی میان سرکار خوبه والا .
_منظورت آیلین خردمنده؟
_اره باباش با بابای ریس دوسته بعد چون باباش شهرداره پارتیش کلفته .
سرم رو چرخوندم سمت دختر بغلیم.
که از حرص قرمز شده بود .
نگاهم افتاد به مدارکش که نوشته بود آیلین خردمند .
واییی پس این خانوما درمورد این دختره حرف میزدن آسانسور ایستاد دختر پرونده ش رو پرت کرد.
رو زمین و رفت بیرون وا این چرا
اینجوری کرد.
پرونده ش رو برداشتم بدم منشی بعدا بهش بده .
با اعتماد به نفس قدم برداشتم وارد شرکت شدم .
همراهش بوی خوبی حس کردم
همینجور داشتم میرفتم که خوردم به یکی.
سرم رو بلند کردم …
ای جان چقدر موهاش خوشگله.
به خودش اومد .
_کوری ؟
_نه چون خیلی کوچولو بودی ندیدمت .
ولی هیکلش خدایی خوب بود.
بسه دیگه یه تنه بهش زدم رفتم سمت منشی .
_سلام من امروز مصاحبه داشتم.
_عزیزم مدارکت رو بده .
خودش مدارک رو از دستم چنگ زد.
عه اون که برا من نیست واسه اون دختره هست .
_ببخشید اون پرونده…
پرید وسط حرفم :
_از فردا استخدامی ساعت کاریت هشت شروع می شه موفق باشی .
اون که پرونده ی من نیست.
_تو که هنوز اینجا برو دیگه از فردا استخدامی .
_اخه اون…
پرید وسط حرفم…
یادش ندادن نپره وسط حرف دیگران .
_بله شما آیلین خردمندی
دختر دوست بابای ریس پس مشکلی نیست برو دیگه .
من که اینجا استخدام نمی شدم.
پس بزار حداقل تا وقتی مامان
اینجا هست .
بیام سرکار بعد که رفت بیام هم چیز رو بگم .
رفتم تو آسانسور منتظر ایستادم تا آسانسور بیاد طبقه چهار .
درو باز کردم رفتم تو.
خواستم دکمه همکف رو بزنم که همون مو خوشگله خودش زد.
بهش توجه ای نکردم …
مشغول دید زدن بیرون شدم .
_اینجا چکار می کنی؟
با اخم و لحن جدی گفتم:
_ مهندس پخش داخلی هستم.
ابرو هاشو بالا انداخت گفت :
_اسمت چیه؟
آسانسور رسید .
بدون جواب دادن خارج شدم. سوار ماشینم شدم …
راه افتادم خونه چراغ قرمز بود.
یه آهنگ تند خارجی گذاشتم صداش رو کم گذاشتم .
چراغ سبز شد راه افتادم خونه
ماشین رو تو پارکینگ پارک کردم .
در و باز کردم رفتم تو مامان نشسته پای تی وی با صدای
در برگشت نگاه کرد .
_اومدی عزیزم کار پیدا کردی؟
_بله مامان از فردا می رم سرکار.
بهش نگفتم که با اسم خودم استخدام نشدم …
_کجا ؟
_فعلا خسته ام بعدا می گم که همه باشن .
سرش رو تکون داد مشغول فیلم دیدن شد .
از پله ها رفتم بالا .
بعد از اینکه لباسم رو پوشیدم کوله ام رو برداشتم .
ریموت رو زدم و راه افتادم سمت شرکت .
بعد از چند مین رسیدم .
دکمه ی طبقه چهار رو زدم .
از آسانسور خارج شدم قدم محکمی برداشتم .
رفتم سمت میز منشی …
_سلام خسته نباشید .
_سلام از الان می تونی شروع به کار کنی .
_اوک
_اول واسه ریس قهوه ببر .
شونه ای بالا انداختم رفتم تو آبدارخونه ی شرکت .
لیوان اسپرسو رو گذاشتم تو سینی کوچولویی دوتا برش کیک هم گذاشتم .
در اتاق رو زدم وارد شدم .
ریس که هنوز اسمشم نمی دونستم با ژست دست به جیب به افق که نمی دونم کجا بود محو شده بود .
_قهوه تون رو آوردم .
وقتی برگشت یه پوزخند زدم که
باعث شد اونم لب کج کنه .
_تو اینجا چکار میکنی اونم با ژست دست به جیب الان ریس می آید می بینتت .
مو خوشگله همون طور که قدم برمی داشت به سمت میز ریس نشست .
مغزم نمی تونست آنالیز کنه
یعنی این ریسه!؟
منم پرو پرو گفتم:
_می دونی اصلا ریسی بهت نمی آید .

  • اشتراک گذاری
https://beautyvolve.ir/?p=1845
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.