ماه: بهمن ۱۳۹۷

رمان مجید

پارت_اول خسته تر از همیشه به سمت گل فروشی رفتم. کیفم را روی شانه ام جا بجا کردم، بلکه وزن سنگینش را تحمل کنم راهی نمانده بود، فقط یک چهارراه دیگر باید می‌رفتم. با آن کتانی های کُهنه و زهوار در رفته‌ام پاهایم اذیت می‌شد اما چاره ای نداشتم باید تاب می‌آوردم. با احتیاط به […]

رمان راجب دختری به نام ناهید که پدری مستبد داره و از مادرش جدا شده. پدرش وقتی ناهید بچه بوده، ازدواج کرده و ناهید خواهری به اسم نازگل داره که عاشق پسری به اسم رضا و در سدد ازدواج با عشقش اما ناهید برعکس نازگل هیچ علاقه‌ای به ازدواج و تاهل نداره. در عوض عاشق […]