| Monday 26 October 2020 | 15:19

سرزمین رمان آنلاین

سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسنده و خواننده که بتوانید اوقات فراقت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنید و هم لذت ببرید ما حامی نویسنده ها و خواننده های عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای دریافت نمیکنیم برای خدمات خودمون

روی عکس کیلیک کنید
اینستاگرام

خلاصه کتاب:

خلاصه داستان:نفس دختر ۲۰ ساله ای که به زور نامادریش مجبور به ازدواج با یک پیرمرد میشه اما در روز ازدواج اتفاقاتی میوفته که باعث میشه یک سرگرد دلباخته نفس بشه ودرهمون حال اتفاق های جدیدی که در زندگی نفس ایجاد میشه باعث جدایی نفس و......

 

عاشقانه ای مهیچ ورمزالود اجتمایی  از سمانه نجفی 

رمان آنلاین رد پای عشق

رمان آنلاین رد پای عشق

رمان آنلاین رد پای عشق مقدمه رمان: می نویسم برایت ، می نویسم از روزهایی که عاشقانه پرستیدمت ، رو زهایی که با تمام وجود خواستمت ، و تو دانستی و گذشتی ، و هردویمان غافل ازینکه در دل تو هم غوغایی بوده ، در دل تو هم منی بودم ! امروز دارمت ، امروز لحظه به لحظه کنارم نفس می کشی هوایی را که من به عشق کنار تو بودن نفس میکشم ، زندگی می کنم برایت و زندگی ...

رمان آنلاین Miss sun shine_پارت8

خلاصه کتاب:
مرا اینگونه نبین! اگر سختم! اگر محکم و استوارم ! غمی دارم.... مرا از درد نترسان! ،بیمی نیست! من زاده ی دردم! درمانی برایم نیست! من گناه قتل برادر به گردن دارم! مرا از رانده شدن از بهشت نترسان من فرزند دوزخم!

رمان آنلاین پسر مغرور دختر شیطون پارت۷

خلاصه کتاب:

دختری که برای. ازدواج نکردن با پسر عمش.  به بدبختی درس میخونه و به دانشگاه می‌ره ولی بی خبر از اینکه. اونجا گرفتار اجباری دیگه میشه با این تفاوت که عاشق میشه 

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت۵

رمان آنلاین دروغی با طعم زندگی پارت۵ ساعت کاری تموم شده بود از پله ها داشتم می اومدم پایین که با نفیسه که داشت در رو باز می کرد مواجه شدم. - خسته نباشید خانم مرادی. با صدای من کمی جا خورد و برگشت. -- ممنون ، شما هم خسته نباشید. در رو باز کردم. -  بفرمایید می رسونمتون. -- خیلی ممنون اومدن دنبالم.. و از در بیرون رفت و منم پشت سرش اومدم و در رو پشت سرم بستم. بعد از خداحافظی از من و لبخند مصنوعی ...

انعکاس چشمهایت بخش اول

رمان معبود من باش

رمان معبود من باش

با اشکی که جلوی دید چشمام رو گرفته بود ازجام بلند شدم لباس سرهمی که سفید بود برام مثل کفنم بود ولی عیب نداشت با این کار‌خانواده ام خوشبخت میشدن حتی اگر به بدبختی من تموم بشه!! تور لباس عروس رو بالا زدم و تو ایینه به خودم خیره شدم این من بودم دختر ۲۰ ساله ای که فقط به خاطرجور شدن  مواد پدرش و پول جهزیه خواهرش تن به ازدواج با مردی داد که اندازه پدرِش سن داشت من ...

داستان کوتاه آخرین تیر

داستان کوتاه آخرین تیر در آن زمان که سپیده فرو می زند  آن دم که چشم ها به آسمان خیره می ماند ،مردمانی گرد هم آمده اند  چه خبر شده است ؟ علت این همه هیوها و بلوا چیست ؟  کمی آن طرف تر جسم بی جان جوانی برومند بر زمین افتاده . او کیست ؟ نام و نشانش چیست ؟ یکی از آن طرف یقه پیراهن را دریده و میگرید و با اشک و هیاهو می گوید آرش از میان ما رفته است او جانش را بر ...

شعر آرش کمانگیر1

شعر آرش کمان گیر 1 یکی حادثه آمده به میان شده الگویی بهر ایرانیان اگر پی بری تو بر عمق آن بگیرد نفس و ببندد زبان ز تورانیان سپاهی زیاد مسلط بگشتند به ما آن زمان بخوردند، بکشتند و آتش زدند که خوناب به جوی ها بگردید روان کنامِ پلنگان ایران زمین شده جای روبهِ تورانیان روا داشته هر تحقیری که بود به شیران در بند ایرانیان دشمن ظالم دامی تنید که ایران بیفتد در دام آن بود داستانش خیلی بلند زمان نیست بیارم همش در میان به چند بیت آن بسنده کنم شاید خوانده شد، اندر بزمتان خلاصه ...

رمان معبود من باش

رمان معبود من باش

رمان معبود من باش  به قلم سمانه نجفی  مقدمه   من از جنس تو هستم وتو از جنس من اگر بامن باشی زندگی برای دوتامون بهتره تو شبی که جدایی قسمت مامیشه تو نرو تو بمون با من بمون با کسی که با وجود تو بهتر میتونه زندگی کنه و میتونه عاشقانه ستایشت کنه تو معبود من باش !!  تو فقط باش تموم کم و کسرش بامن تو تموم دوریو طاقت و صبرش بامن تو فقط تب کن از این عشق بلاتکلیفم ...

مطالب محبوب
درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان آنلاین یک بستر عالی برای شما عزیزان نویسندگان و خوانندگان که بتوانید اوقات فراغت خود را به بهترین شکل ممکن سپری کنیدولذت ببرید ما حامی نویسندگان و خوانندگان عزیز هستیم پس هیچ هزینه ای برای خدماتمان دریافت نمی کنیم‌‌....
آخرین نظرات
  • ثمین باقرزاده : سلام عزیزم ممنون نظر لطفته بابت پارت ها هم باید بگم که درس و مدرسه مگه مهلت میده...
  • shabnam : لطف داری. اره ببخشید جبران میکنم...
  • Asal : سلام رمانت عالی خیلی قلمت قشنگه ممنون میشم یکم زود به زود پارت بزارین...
  • donya81 : مثل همیشه عاااااااالی 👍🏻🥰👍🏻💛...
  • Aaaasal : سلام دوست عزیز رمانت عالی هست قلمت خوبه ممنون میشم زود به زود پارت بزارید...
  • Aaaasal : رمانتو عالی ولی خیلی کوتاه نوشتید و خیلی دیر به دیر پارت میزارید...
  • Liu : مرسدههههههههه لیو ام جواب بدههههههههههههههههههههههههههههههههههه...
  • shabnam : چشم...
  • Arshida557 : بی نهایت سپاسگزارم، 🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹...
  • پرویز : تلاشتان ستودنیست نوشتن ، نوشتن و باز هم نوشتن . این کاریست که شما انجام می دهید...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.