سرزمین رمان آنلاین

با ما همراه باشید با رمان های آنلاین روز دنبا بهترین رمان هایی که در جهان دارن نوشته میشن…

دانلود اپلیکیشن

سلام دوستان عزیز روی عکس بالا کیلیک کنید و اپلیکیشن سایتو دانلود کنید و راحت تر تمام رمان های سایتو مطالعه کنید.

روی تصویر کیلیک کنید و مارو در اینستاگرام دنبال کنید
رمان انلاین شیرین،مثل عشق پارت هجدهم

از کلاسای صبح متنفرم.. ولی خب همیشه بخاطر لیانا کلاس صبح برمیدارم.. اه اه چیه بیدار میشی هیشکی نیست تو خونه تو خیابونا که میخوای بری ممکنه چند تا مغازه باز باشه .. تنها جایی که شلوغه همون دانشگاست.. رسیدم نزدیک دانشگاه که ماشین ارشام رو دیدم اینکه دانشگاه نمیومد..اینجا چیکار داره..‌‌. به من چه .. خواستم برم داخل دانشگاه که در ماشینش باز شد و اتنا پیاده شد‌‌.. اون با اتنا چیکار داره...عههه حتما باهمن ... اخه من ارشام رو اولین بار داخل مهمونی اتنا دیدم‌... نمیدونم چرا دلم ...

رمان آنلاین قمار سر مرگ یا زندگی پارت 1

رمان آنلاین قمار سر مرگ یا زندگی پارت 1 قمار سر مرگ یا زندگی🃏 ژانر :فانتزی تخیلی عاشقانه ترسناک خلاصه :حارث شیطانی نفرین شدست که برای ادامه زندگی به گرفتن عمر آدم ها نیاز داره و با وسوسه های پوچ و خالیش آدم هارو به دام خودش میندازه............. فصل اول از لباس هایی که به بدنش چسبیده بود قطرات آبِ ناشی از بارانی که باریده بود، چکه چکه روی زمین می‌ریخت.سوز آنی رعشه بر پیکر بیجونش می انداخت و توانش رو برای جنگیدن سر شکست ...

رمان آنلاین خنده های خواب و‌بیدار پارت ششم

رمان آنلاین خنده های خواب و‌بیدار پارت ششم دقیقه ای گذشت و بالاخره رسیدیم ،از ماشین پیاده شدیم و جاهد با لبخند شرورانه ای لب زد میبینمتون! با بیخیالی شونه ای بالا انداخت-----------------------------دفترهایی ک برگه های ذغالی داشتنو چند تا وسایل دیگ خریدیم ب طرف مغازه بعدی قدم برداشتیم، سمت مغازه بزرگی ک لباسهای دانشجویی دخترونه و پسرونه داشت وارد شدیم  مشغول لباس انتخاب کردن بودیم و از بین لباسا چند تا برداشتیمو سمت اتاق پرو  رفتیم جیدا مشغول لباس عوض کردن بود و منم پشت در منتظرش ...

رمان آنلاین اتهام واهی (پ.15)

رمان آنلاین اتهام واهی (پ.15) کنج دیوار کنار در می ایستم و تشکری می کنم: ممنونم همین جا منتظر می مونم. مردی از راه می رسد و مستقیم داخل نانوایی می شود: سلام دو تا بربری لطفاً.از قابلمه ی غذای کوچک داخل کیسه در دستش، معلوم بود کارگر است و سر کار می رود.بربری ها را با وسیله ای پارو شکل بیرون می کشد و روی میز می اندازد.مرد قبل از من دوتا از ببری های داغ را برمی دارد و با ...

رمان آنلاین دوست داشتنی ترین اجبار پارت 9

رمان آنلاین دوست داشتنی ترین اجبار پارت 9 #نازگل چند ساعتی رو توی اتاق گذروندم . صداهای چند مرد از پشت در میومد صدای خندهای بلندشون . ترس حرفای سوگل به دلم افتاده بود . خودم رو گوشه اتاق جمع کردم . سرم رو زیر انداختم و مشغول خوندن ایت الکرسی داخل دلن شدم. در با صدای بدی باز شد . مرد هیکلی با کت و شلوار مشکی رنگ و لبخندی که دندونای زردش رو به نمایش میزاشت وارد اتاق شد . بهم نزدیک شد با ضرب دستام رو ...

  • 7 روز پيش
  • مدیر اصلی سایت
  • 196 views
  • 2 نظر
رمان آنلاین شیرین مثل عشق پارت هفدهم

رمان آنلاین شیرین مثل عشق پارت هفدهم پدرش با یه لبخند گفت: چیشد بچه ها مبارکه؟؟! منتظر بودم شایان بگه نه که گفت شایان: ما تصمیم گرفتیم بیشتر همدیگرو ببینیم تا اشنا بشیم باهم .. تیام با تعجب بهم نگاه کرد و همه خوشحال شدن و من عصبیی ولی بازم چیزی نگفتم .. بعدش میگم خوشم نیومد و تمام میشه... بعد از اینکه رفتن .. خواستم برم داخل اتاق که مامان گفت بیا بشین پیشمون‌... نشسته بودیم و میوه میخوردیم مامان چند دقیقه یبار میگفت وای دخترم عروس میشه.. وای افرین که قبول کردی..و..... بابا هم ...

رمان آنلاین شیرین مثل عشق پارت شانزدهم

رمان آنلاین شیرین مثل عشق پارت شانزدهم خاله (مامان لیا) برگشت سمتمو گفت: وای دختر چته تو.. به عرفان و احسان اشاره کردم که خاله با دیدنشون اومد جلو و عرفان رو بغل کرد خاله: عرفانم... پسرم تویی.. کجا بودی عزیز دلم .. عرفان سفت مامانش رو بغل کرد.. همه مخصوصا من و لیانا با تعجب نگاه میکردیم.. که احسان گفت: ای بابا چرا انقد با تعجب نگاه میکنید... البته حق دارید منم وقتی سه ماه پیش عرفان رو دیدم همینطور شدم..‌ مامان اگه اجازه میدی من خودم جریانو بگم..! خاله: بگو ...

رمان آنلاین پناه من باش پارت 10

رمان آنلاین پناه من باش پارت 10 بعد به حالت شوخی گفتم ــ انگار منو دسته کم گرفتی چپ چپ نگاهم کرد + ببینم چکار میکنی.. شب بخیر فکراتم بکن ــ باشه .. شب توهم بخیر + زیاد از این تو گفتن و صمیمی حرف زدن خوشم نمیومد اما مجبور بودم... حوصلم سر رفته بود و خوابم از سرم پریده بود رفتم سمت وسایل و شروع به دید زدنشون کردم.... اول از کمد شروع کردم در کمد رو باز کردم وکلیدی که جفتش بود رو به سمت پایین فشار دادم.. از ...

  • 8 روز پيش
  • عسل قلی پور عسل قلی پور
  • 15 views
  • ارسال نظر
رمان آنلاین قلبت برای من پارت نهم

رمان آنلاین قلبت برای من پارت نهم (راوی) از مطب خارج شد...! سوییچ را زد و سوار ماشینش شد. امروز باید به سراغ طوفان می‌رفت. طوفان، تنها مهره‌ی باهوش زندگی‌اش بود. مردی که هوش و ذکاوتش ستودنی بود. با یادآوری روزهایی که مثل کوه، در مقابل تمام سختی‌ها و مشکلاتش دوشادوشش بود؛ لبخند آرامی زد. همانطور که به مسیر رو‌به‌رویش زُل زده بود، با یادآوری دیشب، ناخوداگاه ابروهایش را گِره‌ی کور زد. ****شب‌قبل**** (از زبان دلارام) با صدای زنگ در، لیلی از جا پرید و در رو به روی آبان ...

  • 8 روز پيش
  • مطهره لاهوتی(اسم مستعار: نیلوفر امیری)
  • 18 views
  • ارسال نظر

رمان آنلاین هلما پارت 11

رمان آنلاین هلما پارت 11

رمان آنلاین هلما پارت 11 #هلما شوکه شده بودم باورم نمیشد که قراره برای همیشه بریم تهران اشک توی چشمام جمع شده بود مامان هم هیچی نمیگفت از روی مبل بلند شدم همه نظرشون به من جلب شد با صدای بغض دار و بلند گفتم +نهه من نمیام تهران من نمیخوام اینجا و دوستامو ترک کنم من اینجارو دوست داارم و خیلی سریع پشتمو کردم و دویدم سمت اتاقم حالا دیگه اشکام راه خودشو گرفته بود صدای هق هقم بلند شده بود من واقعا نمیخواستم برم تهران مامانم اومد ...

مصاحبه با نویسنده ی جوان خانم زهرا عرب

مصاحبه با نویسنده ی جوان خانم زهرا عرب با سلام خدمت شما دوست عزیز و نویسنده ی جوان ممنونم بابت اینکه قبول زحمت کردید و با ما مصاحبه میکنید میشه خودتونو برای خواننده های ما معرفی کنید لطفا ؟ خانم زهرا عرب:سلام و عرض ادب من زهرا عرب هستم نویسنده رمان هلما البته تو درمان اسممو گذاشتم رزا 🙏🏻🙏🏻 زهرا خانم چند سالتونه و از کی نویسندگی می کنید و اصلا چی شد نویسنده شدید؟ و از کدوم استان ؟ خانم زهرا عرب:من یکی ...

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت پنجم

رمان آنلاین تاوان گناهم پارت پنجم ارازصبر کن اراز اراز به سمتش برگشت سمر چیه میگم دیر شده باید بريم اینو درک میکنی سمر با عاجزي گفت اول باید برم جایی کجا و کلافه به دور برش نگاه کرد يهويي دست روی شونه های سمر گذاشت و اون رو سمت خودش کشید سمر حالیت هست میخوان بکشند باید بري چرا درک نمیکنی ها کلمه آخر رو داد زد سمر شونه اش را از زیر دستش بیرون کشید سر من داد نزن اول باید برم جایی بعد هرقبرستوني که ...

ورود کاربران

درباره سایت
سرزمین رمان آنلاین
سایت سرزمین رمان های آنلاین حامی نویسندگان جوان که کلی امکانات برای نویسنده های جدید داریم و به صورت رایگان هیچ هزینه ای هم از نویسنده دریافت نمیشه بابت خدمات برای اطلاعات بیشتر مارو در اینستاگرام دنبال کنید تنها قانون هم برای نویسنده ها رضایت کاربران میباشد
آخرین نظرات
  • admin : سلام عزیز این رمان ماهیانه یک پارت داره تا بعد امتحانات بعد میشه هفتگی یک پارت...
  • اسما بخشی : سلام کی پارت 10رو میذارین فقط این رمان هفته ای چند پارت گذاشته میشه؟؟...
  • admin : Hello, please follow our Instagram We don't have a newsletter right now, but it...
  • admin : ممنونم عزیز لطفا مارو در اینستاگرام هم دنبال کن...
  • امید : عالی بود...
  • blog : Hello, I desire to subscribe for this website to get latest updates, so where ca...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • admin : لطفا اینستای مارو فالو کنید و از اونجا با ما در ارتباط باشید اگر مشگلی بود...
  • admin : سلام دوست گلم به زودی پارت جدید قرار میدیم یکم این آموزش های آنلاین کلاس های آنل...
  • محدثه : پارت 9 کی میاد؟؟؟؟...
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان آنلاین " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده